وای چه قدر گرون شده !!! به شوهرت گفتی تا تو از دانشگاه بر می کردی بره یه عالمه بخره؟؟؟
میگن اصلا تو مغازه ها چیزی پیدا نمیشه فکر کنم مردم همه را خریدن.
برگشتنی از دانشگاه هم تو اتوبوس هر خانوم یا آقایی که سوار می شد چند پاکت پر پودر شوینده و مایع ظرف شویی و دست شویی و حتی خمیر دندون و دستمال کاغذی
چند حالت داره:
۱-قراره یه طوفان یا سیل از نوع گل آلود بیاد که همه جا را کثیف می کنه!
۲-قراره به اینجا حمله بشه البته باز هم با سلاح های آلوده کننده مه بازم همه جا را کثیف می کنه
۳-مردم خیلی به تمیزی و بهداشت علاقه مند شدن!!!
۴-مسابقست ما خبر نداریم.
۵-اصلا قحطی همه چیز اومده مواد بهداشتی هم یکیش.
۶-....
بقیشو شما بگین من از اولش هم احتمالاتم ضعیف بود.
راستی دیشب بالاخره زنگ زد منم خسته از امتحان خواب بودم که با زنگش بیدار شدم و تا ۱ شب حرف زدیم .
شانس آوردم که کارتش تموم شد وگرنه تا صبح ...
و
به جز کلاس جبرانی فرانسه که ۲ شنبه آیندست امروز کلاسای دانشگاه تموم شد.![]()
امروز فاطمه ارائه لکچر داشت یادتون که هست؟ گفتم نامزد کرده بود هفته قبل آماده نبود.
امروز هم آماده نبود اما دیگه هفته های آخره نمی شد که ارائه نده
از این دختر بد شانس تر پیدا نمیشه
شوهرش با موتور تصادف کرده پاش شکسته
می خواسته زود برگرده بره سر کارش حالا مجبوره یه چند وقتی بمونه
خدا به فاطی جونم صبر بده کارش شده پرستاری از شوهرش
کاش این مردا قدر بدونن
نمی دونن که
همین الان قطع کرد
از اولشم خودم عجول بازی در می یارم وگرنه اونکه معمولا یک شنبه ها زنگ می زنه
زیاد حرف نزد هوا اون طرف بد بود صدای منو خوب نمی شنید گفت فردا دوباره صبح دوباره زنگ میزنه که بهش گفتم من تا 6 غروب کلاس دارم
قرار شد شب زنگ بزنه
فردا امتحان تاریخ فلسفه دارم هیچی نخوندم باید نظرات فارابی معلم ثانی را بخونم
حس همه چیز امشب هست به جز جناب فارابی
تازه فرانسه هم فردا عصر کلاس جبرانی گذاشته ، جلسه آخر ترم هست گفته هر کی نیاد خودش ضرر می کنه
تازه بعد فرانسه بیان شفاهی داستان کوتاه داریم که داستان هیچ کدوم از بچه ها را نخوندم
یعنی امشب تا صبح بیدارم؟
نمی دونم باید عصبانی باشم یا ناراحت؟
دیشب زنگ زده ![]()
حدس بزنین من کجا بودم؟آره آره آره
سینما بودم و داشتم فیلم تکراری نگاه می کردم![]()
![]()
می خوام هر چی فحش بلدم به خودم بدم اما هیچی بلد نیستم
اصلا حسش نیست چیزی بنویسم
دارم از خستگی تلف می شم
دوباره با بچه ها رفتیم سینما همون فیلم روز ۵ شنبه
به نظرتون ما حالمون خوبه؟
نه من زنگ زدم
این روزا خیلی بهش فکر می کنم .
اما اون این هفته زنگ نزد .چرا؟
خواب دیدم که اومده .تو خیابونا می دویدم دنبالش انگار می دونستم که از کدوم طرف می یاد .انگار سایشو از دور می دیدم و می دونستم که خودشه.
با یه خانومه مسنی اومده بود. کی؟ من با خانومه رفتیم تو یه خونه.بهم گفت تا وقتی اینجاست اینجا را واسه زندگی گرفته.
منم انگار خونه مال خودم باشه همه چیز را با دقت نگاه می کردم و هی دور می زدم.
نمی دونید که چقدر خوش حال بودم هی دور خودم می چرخیدم و می رقصیدم.
به خانومه می گم پس کو؟چرا نیومد؟بهم میگه کار داشت الانه که دیگه بیاد.
از پنجره کوچه را نگاه میکنم .پشت در خونه را.
اونجا واستاده .منتظره که بیاد تو.چقدر کت و شلوار بهش می یاد.
از این بالا صورتش را نمی بینم
خدایا چقدر دلم واسش تنگ شده
پس چرا بالا را نگاه نمی کنه که منو ببینه؟
دارم از انتظار می میرم.
.
.
.
...
بقیش را یادم نمی یاد .
آخرشم ندیدمش.![]()
امروز جمعست اگه زنگ نزنه دیگه نمی تونم جلو خودم را بگیرم.
حتما خودم بهش زنگ می زنم واسه اولین بار تو این 5 سال.
شایدم بازم جلو خودم را گرفتم مثل همه ی دل تنگی های قبلیم.شاید نه .حتما.
امروز صبح به زور واسه نماز بیدار شدم آخه دیشب خیلی دیر خوابیدم اونم با دلخوری از باخت چلسی
بعدش دوباره گرفتم خوابیدم ساعت 7 سرویس داریم اما من نتونستم از خواب دل بکنم و ترجیح دادم بدون سرویس برم اما 1 ساعت بیشتر بخوابم .![]()
آخرش رسیدم مدرسه .فرق و مذاهب داشتیم از ساعت 9 تا ده و نیم که کلاس دیر شروع شد و بعدش هم استاد واسه جبرانی نگهمون داشت تا خود 12.
همیشه 5 شنبه ها از ساعت 10:30 تا 12 همایش داریم یا نشست علمی و پزوهشی که امروز نمی دونید با چه بدبختی دو درش کردیم و رفتیم سر کلاس.
حالا صبحونه هم که نخوردیم با شکم خالی 5 دقیقه قبل از 12 استاد ولمون کرد رفتیم حسینیه .
جالب بود پرچم های حزب الله همه جا پر بود و فهمیدیم برنامه دست بچه های لبنانی مدرسه هست .
فکر کنم مناسبتش برقراری دوباره صلح و آرامش تو لبنان بود یا یه چیزی تو همین مایه ها .آخه موضوع همایش را به عربی نوشته بودن و از اول تا آخر هم همش بچه ها عربی صحبت کردن.
یه عکس از دکور همایش می زارم واستون:

از همه بدتر پذیرایی هم به ما نرسید چون دیر رسیده بودیم و از همه بدتر اینکه هممون با هم یادمون رفته بود غذا رزرو کنیم .
12 دوباره رفتیم سر کلاس تا 2.
هنوز از این کلاس در نیومده بودم تو سالن از جلوی کلاس بعدی رد شدم و با استاد چشم تو چشم شدم ،این یعنی اینکه در جا مجبور شدم گشنه و تشنه برم بشینم سر کلاس بعدی تا ساعت 3:30.
از صبح با خواهر کوچیکم که امسال کنکور داره قرار گذاشته بودیم که بریم سینما واسه سانس ساعت 4 .
تا کلاسم تموم شد خواهرم که فقط تا 2 کلاس داشت اومد دنبالم و گفت دیر شده و به سانس ساعت 4 نمی رسیم و من باید عجله کنم.
اما من که هنوز نماز نخونده بودم ناهار که دیگه کلا فراموشم شده بود .
رفتم سرویس بهداشتی که وضو بگیرم خواهرم اونجا اومد دنبالم و بلند داد زد فاطی زود باش به قرارمون نمی رسیم ها!
سندی مارمولک هم اونجا بود برگشت گفت چی شنیدم ? قرار؟؟؟ با کی هست حالا؟
آبجیم خندید و گفت آره قرار! ما دو تایی با هم با یه نفر قرار می ذاریم.
منم که داخل w.c میشنیدم چی میگن .یهو این سندی نامرد درو بازکرد کلی حالم را گرفت.![]()
اومدم بیرون بهش گفتم سندی جان ما خوبه 2 تایی با یکی قرار می ذاریم بهتر از توئه که دو نفری می پری تو ...![]()
یه نماز میگ میگی خوندم و با 3 تا دیگه از بچه ها بدو طرف سینما.
رسیدیم دم سینما آبجی کوچیکم با دوستش هنوز نرسیده بودن ،سینما هم تعطیل بود تازه فهمیدیم سانسش ساعت 5 شروع میشه نه 4.
رفتیم تو پارک نشستیم تا 5.
اسم فیلمش بود: هم خونه
خیلی بهمون چسبید کلی خندیدیم. برگشتنی هم رفتیم خونه دوست آبجی کوچیکم و 9 رسیدیم خونه.
نه صبحونه خوردم نه ناهار .
الان هم اشتها ندارم.
هنوز تصمیم نگرفتم واسه بقیه شب چی کار کنم !
شاید یه کم زبان شناسی خوندم یا یه کم تاریخ فلسفه.
الله اعلم
فعلا
تا این وقت شب بیدار باشی
آخرش چلسی ببازه
اااااااااااااااااااااه
In success and failure, in sunshine and rain,
in prosperity and adversity
be at peace with the world and with yourself.
Do not attempt to do a thing unless you are sure of yourself;
but don't relinquish it simply because someone else is not sure of you.
من میگم چلسی می بره
چرا؟
۱-چون من چلسی را دوست دارم
۲-مدیر باشگاه چلسی اهل روسیه هستش پس یه جورایی میشه گفت چون بازی تو مسکو برگزار میشه پس چلسی یه جورایی میزبانه
۳-چه معنی داره منچستر برنده بشه؟
نتیجه===>چلسی قهرمان میشه
داستان جیمز بود که وسط یه هلوی غول پیکر گیر افتاده بود
یه جای متن می خواستیم بگیم که دیواره ها چسبناک شیرین هست
استاد گفت چه لغتی واسه این پیدا کردین؟
بعضی از بچه ها گفتن نوچ !!!
جالب بود چون نصف بیشتر کلاس تا حالا این لغت به گوششون نخورده بود.نوچ ؟ نوچ!!!
استاد گفت اگه گفتین قمی های اصیل چی میگن؟
یکی از بچه ها خیای آروم یه چیزی گفت که استاد بهش گفت نترس بلند بگو
به مولا این یکی را که عمرا نشنیده بودم
گفت ما میگیم : نسین شده noseyn
خوب واسه من که ۲۱ سال بیشتره قم زندگی می کنم جالب بود که تا حالا نشنیده بودم کسی بگه دستم نسین شده
استاد گفت کلمه نوچ هم اصالتا تهرانیه و همه جا استفاده نمیشه
نتیجه:
تو ترجمه نه از نوچ استفاده کنیم نه از نسین.چون هر دو یه جورایی بومی و محلی هستن نه عمومی.

