باید بری خونه خاله که آش بخوری
چرا؟ چون خاله ناراحت میشه؟ نه بابا
چون اگه بمونی خونه کسی نیست که بهت شام بده گشنه می مونی
پس ما رفتیم خونه خاله
اما امشب خوردن به پست همدیگه و من خوشحالم که اسپانیا بردش.
حالا می ترسم که فینال به آلمان ببازه .
نبازه یه وقت؟
سلام
شب بخیر شایدم صبح
تحقیق زبان شناسیم را تموم کردم چشام در اومد از سر شب نشستم سرش
فقط من بیدارم با تربچه
تربچه؟ خوب دوست پسرمه دیگه .همیشه نشسته داره منو نگاه می کنه. هیچی هم نمی گه ها.
نه غر می زنه نه ایراد میگیره نه به فکر تیپ و سر و وضعشه نه موهاشو مدل عجیب غریب می زنه نه لباسای عجق وجق می پوشه.
نه هی گیر میده بریم بیرون .مزاحم درس خوندنم نمیشه.حرفای بد بد نمیزنه.مزاحم تلفنی نمیشه.مجبور نیستم از کسی قایمش کنم. البته واسه اینکه حسودا چشمش نکنن مجبورم.
الکی غیرتی نمیشه. هی بهم گیر نمیده . به لباس پوشیدنم کاری نداره .کاری نداره کی میرم کی می یام با کی می رم با کی می یام.
کجا میرم .چرا میرم.اون شماره کیه؟با کی حرف میزدم.
تربچه بهترین دوست پسره دنیاست.شبا باهام تا صبح بیداره .هر وقت که کارش دارم نه نمیگه.
خیلی جیگره اگه شما هم عکسشو ببینین همینو میگین.
عکسشو می زام تو ادامه مطلبو خواستین ببینین.نظرتونو بهم بگین.
فقط چشمش نکنین دیگه گیرم نمی یاد با زحمت همین یه دونه را پیدا کردم .کلی سپردم این و اون تا این یه دونه پیدا شده.
ادامه مطلب
امروز طاهره بهم مسیج داد که من حرمم تو کجایی؟
۱۱ کلاس داشتم .
بهش زنگ زدم و رفتم حرم
طاهره : قزوین زندگی می کنه به همراه شوهرش .
مترجمی می خونه پیام نور قم
بهترین و صمیمی ترین دوسته منه
مثل خواهر می مونیم
خلاصه این آبجی دینی ما امروز امتحان داشته
بهم میگه از جمعه قم بوده اما چون سرش تو کتاب بوده تازه امروز وقت کرده به من خبر بده
خلاصه نیم ساعتی با هم بودیم و یه کمی غیبت خواهر شوهرش و مادر شوهرش و ایضا شوهرش را کردیم
بعدش من رفتم سر کلاسم
قرار شد بهم مسیج بده که می تونه امروز بریم سینما یا که نه؟
من منتظرم فعلا
من طاهره را خیلی دوست دارم . از شوهرش هم بدم می یاد چون طاهره جونمو از من جدا کرده
اما خداییش ۱۳ ماه سالو این طاهره قمه
بگذریم
اگه رفتم سینما خبرشو بهتو میدم
جزوه زهرا پیشم بود بهش زنگ زدم که بیاد حرم ازم بگیره کلی شرمنده شدم هم خودش خواب بود هم شوهرش .( ساعت ۹)
حالا تا ۱۲ موندم حرم اما این دختره نیومد اومدم بیرون بهش زنگ زدم گفت دارم می یام. منم ایستگاه اتوبوس منتظرش واستادم خسته بودم حسابی . گفتم الان که اومد جزوشو میدم و میرم خونه . گشنه هم بودم چون صبحونه نمی خورم من.
حالا اومده . به من میگه فاطی یه دقیقه بیا این طرف . رفتم میگه می یای بریم دانشگاه . ؟
چرا؟
بریم سایت من تحقیقمو انجام بدم تو را خدا بیا دیگه ! من بلد نیستم با کامپبوتر کار کنم . با اینترنت که اصلا . بیا دیگه !
منم که دل نازک !!!
باهاش رفتم دانشگاه . سایت تا ۲ تعطیل بود رفتیم کتابخونه مجبورم کرد بشینم باهاش ۲ تا درسو بخونم با اون خستگی.
رفتیم سایت واسش مطلب در آوردم و مرتب کردم و صفحه بندی و ....
دو سری پرینت گرفتیم ازش و اومدیم که بیایم خونه.
تا سرویس بیاد گیر داده بیا یه درس دیگه بخونیم .
خدایااااااااا!
یه سر هم رفتم خوابگاه خلاصه کنستانتین را دادم به دوستم . ارائه خدمات باید کامل باشه دیگه !!!خلاصه بنویسی اما نیای تحویل بدی !!!خیلی رو داری واقعا!
رسیدم خونه ساعت ۴ . خسته گشنه . دیدم آبجیم با یکی از دوستای مشترکمون نشستن دارن فیلم نگاه می کنن. خلاصه گشنگی یادمون رفت نشستیم به فیلم.
ساعت یه ربع به ۷ حمیده (دوست مشترک) گیر داده اگه دربست بگیریم به سانس ساعت ۷ می رسیم .
زن ها فرشته اند!
که تصویب نشد اما گیر داد که بریم بیرون . منم به زور با خودشون بردن .
تا ساعت ۹ بیرون بودیم و می تونین تصور کنین من چه شکلی شده بودم . فقط داشتم خودمو یه جوری می کشوندم جلو که وسط خیابون ولو نشم.
خدایا !!!!!
چی میشه از اول بگم نه؟
نمی دونم چرا هیچ کی فکر نمی کنه منم جون دارم . درس دارم. تحقیق دارم. امتحان دارم . از همه مهم تر از گونه ی آدمی زادان هستم!!!
هستم آیا؟
تحقیق انجام نداده
تازه باید ارائه هم بدمش
تا آخر هفته ۳ تا امتحان دارم ۲ تاش ۵ واحدیه
تازه خستم می خوام بخوابم
چرا وقتی دوستم بهم زنگ می زنه میگه: فاطمه جون تو را خدا تکالیفمو انجام بده من وقت ندارم. لال میشم ها؟
چرا نمی گم نه؟
چرا وقتی من این همه واسش می گم درس دارم کار دارم آخرشم بازم حرف خودشو می زنه؟پس فردا خودت می یاریش دانشگاه یا من بیام ازت بگیرمش؟
آخه دختر اینا تکالیف توئه من انجام بدم که دردی از تو دوا نمی شه که
آخه من چه گناهی کردم که باید تو یه شب بشینم ۴ تا فیلم نگاه کنم و خلاصه کنم و نقدش هم بکنم؟
همش یه طرف این کنستانتین یه طرف . به خودش که می گم این سخته میگه چرت و پرت بنویس بره . خوب گلم اگه مشکلت با چرت و پرت حل میشه بشین خودت بنویس من که چرت و پرت نویس نیستم که.
من یا یه کاری را نمی کنم یا اگه بکنم باید به بهترین نحو ممکن باشه
چی می شد می گفتم : نه نه نه !!!
رایگان که نیست چون همه مالیات میدن
پس چرا باید دوباره پول همه چیز را بدن؟
پول بلیط اتوبوس؟
خدمات بهداشتی بیمارستان درمانگاه
چرا باید کلی پول واکسن هپاتیت را بدن؟
خلاصه ارائه خدمات به شهروند ها نباید با درخواست پول باشه .
بد می گم؟

چی میشه روی همه چیز بنویسن رایگان؟ اونم با این فونت بزرگ؟
دیشب دیر خوابیدم.
امروز صبح نماز نخوندم الان هم که بیدار شدم یه خواب بد دیدم سرم داره از درد می ترکه.
البته می گن خواب بعد از اذان صبح تعبیر نداره اما من که خیلی حالم گرفته .
خواب دیدم امتحان دارم اونم چی؟ فیزیک هسته ای.
حالا من اصلا رشتم از این چیزا نیست اما خوابه دیگه این حرفا سرش نمی شه که
استادش اما یکی از استادای خودمون بود. بهمون گفته بود که از چند تا سوالی که بهتون گفتم امتحان می یاد با جزوه.
سر جلسه بچه ها به من می گم تو چرا گول این استادا خوردی اون از همه جای کتاب سوال میده! منم تو خواب از خودم تعجب کردم که چطور من اونم من کتاب نخونده رفتم سر جلسه.
از همون سوال اول شروع کردم به تقلب. دو بار تقلبم لو رفت اما با خواهش و التماس بخشیدنم .
آخر جلسه برگمو ازم نگرفتن . گفتن باشه مال خودت این قدر تقلب کردی که هیچ جوره نمیشه رفع و رجوع کردش.
از خواب بیدار شدم اومدم اینجا. سرم هم خیلی درد می کنه.
فکر می کنم چون تو فرجه قبل از امتحانات به جای درس خوندن رفتم مسافرت دارم از این خوابای بد می بینم .
درس نخوندن! اونم من!!!
تقلب کردن!!! اونم من!!!
پاشم برم مدرسه ببینم چه خبره؟ نکنه واسه امتحان شفاهیم ساعت تعیین کردن من نبودم واسم صفر رد کردن ها؟
من رفتم.
