تبليغاتX
یکی جلو این روزهای زندگی منو بگیره
کلهم حالم گرفتست

امروز ۲ تا امتحان داشتم پیش خودم گفته بودم که اول میرم دانشگاه نیم ساعته امتحان میدم و یه دربست میگیرم و میرم مدرسه امتحان بعدی.

اما دیشب اونی که بنده این همه وقت منتظر تلفنش بودم زنگ زد و منو گرفت به حرف و دیگه نرسیدم هر دو تا امتحانمو بخونم تازه کلی هم مهمون اومد واسمون.

خلاصه منم بعد تلفن هوایی شدم و دیگه حس درس خوندن پرید.

امروز صبح رفتیم سر جلسه استاد همش دو تا سوال داده بود که زودتر از اینکه اسمتو بنویسی رو برگه جواب اونا رو می تونستی بنویسی!

یعنی اینکه بدون دربست هم می رسیدم به اون یکی امتحان اما چه فایده که هیچی نخونده بودم.؟

امروز ۳ تا از استادامون نمره هامونا دادن.افتضاح نمره دادن!

فقط استاد ادبیات که قربونش برم ۲۰ داده بود بهم.

استاد زبان شناسی که واحد ترجمه هم باهاش داشتیم آخر نامردی نمره داده .یکی را داده ۱۶:۵۰ اون یکی هم ۱۴:۳۰.

منم واسه ۱۴ اعتراض زدم و گفتم این حقم نبوده.

واسه ۱۶ ازش خواهش کردم که بهم نمره بیشتر بده .اعتراض که نکردم فقط خواهش بود.

خلاصه گند زدم و معدلم به ۱۸ نمی رسه.همیشه ادم باید ردیف اول بشینه و دور میز استاد باشه وگرنه عاقبتش میشه مثل من که واسه گرفتن نمره واقعی خودش هم باید به خواهش و تمنا متوسل بشه.

اون یکی امتحانم که ندادم معلوم نیست چی میشه !  ۱ واحد بیشتر نیست اما اگه بهم ۰ بخوان بدن بیچاره شدم خفن!

مهمان ها هم امروز رفتن فقط اومده بودن که من دیشب درس نخونم همین!

خلاصه این که اونی که این همه منتظر زنگشی هی زنگ نمیزنه میزاره دقیقا همون شبی زنگ میزنه که نباید بزنه و بعدش هم میشینه با هیجان واست از کنسرت ولی تعریف میکنه که اون قدر هیجان زدست که نمی تونی بهش بگی الان نه بعدا زنگ بزن.

خلاصه که پشیمونم ولی خودکرده را تدبیر نیست.!!!

نوشته شده توسط فاطمه در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 ساعت 15:48 | لینک ثابت |
خسته شدم

نمی خواد تموم بشه؟

دیروز خواستم بخوابم نذاشتن که

کلی هنر کردم ساعت ۱۰ خوابیدم بدون اینمه یه کلمه فرانسه خونده باشم.

صبح ۷ پا شدم رفتم حرم درس خوندم تا ۱ اما تموم کردم دوره هم کردم تازه .خوب شد زودتر بیدار نشدم ها وگرنه کلی حیف می شد.

حالا ۱ و نیم اومدم واستادم سر حجتیه منتظر سرویس دانشگاه.

حالا ۱:۴۵ گذشت سرویس نیومد.

۲ شد نیومد .دیدم نمی شه از امتحان داریم جا می مونیم یه ۶ نفری بودیم. دو تا دربست گرفتیم رفتیم دانشگاه .

دو تا غلط دارم تا حالا.فردا امتحان دارم هیچی نخوندم الان هم می خوام بخوابم هر وقت بیدار شدم بخونم.

یه خبر بد یعنی یه فاجعه:

امتحان شعر ساده که استاد ازمون نگرفته بود و به جاش ازمون تحقیق خواسته بود با مخالفت آموزش رو به رو شده و قراره ۴ شنبه دوباره بریم امتحان بدیم.

حالا کی میشینه دوباره بخونه؟

تازه من ۴ شنبه همون ساعت مدرسه امتحان دارم اونا چی کار کنم؟

خدایا....

نوشته شده توسط فاطمه در دوشنبه دهم تیر 1387 ساعت 16:52 | لینک ثابت |
سلام

اگه بگم داره جونم در می یاد کی باور نمی کنه؟

دیشب همش ۲ ساعت خوابیدم و از صبح تا الان هم دو بار رفتم دانشگاه و برگشتم .واسه یه پرینت گرفتن چه مکافاتی که نکشیدم

تازه آخرش هم از بس آشفته و گیج بودم و عجله داشتم که استاد نره یادم رفت پول پرینتامو حساب کنم ۳۰ صفحه پرینت بود آخه.

فردا یادم باشه برم بدم مسئول سایت.

اما کلا خیالم از بابت تحقیق و ارائش راحت شد

الان میرم میگیرم می خوابم تا ۱۱ شب.بیدار میشم شام و ناهار و صبحونه امروزا یه جا نوش جان می کنم و تا صبح فرانسه می خونم.بازم جای شکرش باقیه که فرانسه ساعت ۲ عصر هستش.

خوب من تا نیفتادم خودم برم لالا کنم.

امری نیست؟

نوشته شده توسط فاطمه در یکشنبه نهم تیر 1387 ساعت 16:55 | لینک ثابت |
من کی می خوام آدم بشم نمی دونم.شایدم نشم!

از بعد امتحان دوشنبه بیکارم و از شنبه امتحانام مسلسل وار شروع میشه و از همه بدتر اینکه باید تحقیقام را هم ببرم به استادام ارائه بدم.

تمام این روزهای بیکاری را ول گشتم الان ترس برم داشته .

خدایا ... من فردا امتحان دارم و هیچی نخوندم .امتحان پس فردا را بگو ۳۰۰ صفحه نخونده دارم.فرانسه هم که اصلا حرفش را نزن.

الان احساس می کنم تمام غم ها و سختی های دنیا افتاده گردن من.

این نخوندن امتحانا شده مثل بختک .سایش افتاده روم.

احساس خیلی خیلی بدی دارم الان.درمونده شدم و در عین حال هنوزم دست و دلم به درس خوندن نمیره.

نوشته شده توسط فاطمه در جمعه هفتم تیر 1387 ساعت 13:14 | لینک ثابت |
هدف از امتحان گرفتن و امتحان دادن چیست؟
شاید مناسب باشه یه کم در مورد امتحانات و فوایدی که هر دو طرف ،استاد و شاگرد از امتحان می برن صحبت بشه .الان هم که فصل امتحانات هست برای دانشجوها و روزهای قبل از کنکور هست برای کنکوری ها.
خیلی فکر کردم که یه امتحان چه فایده یا فایده هایی می تونه داشته باشه.آخرش ذهتمو چلوندم وهر چی ازش چکید که خیلی هم نمیشه را ریختم اینجا.
تا حالا شده استاد بهتون بگه جلسه بعد امتحان داریم و شما هم قبول کنید اما روز جلسه نخواین امتحان بدین؟مثلاً یه دور بیشتر نخوندین یا اینکه کاملا به مطلب مسلط نشدین یا هنوز یه دورتون تموم نشده .اما خوندن را خوندین نه که نخونده باشین.
چی جوری استاد را راضی می کنید که جلسه بعد امتحان بگیره؟یا اصلا نگیره؟
1- استاد مگه شما قصدتون این نبوده که ما مطالعه کنیم و با مطلب بیشتر آشنا بشیم؟
2- مگه قصدتون این نبوده که جزوه یا کتاب درسیمون را بخونیم و برای شب امتحان نزاریمش؟
3- مگه قصدتون این نبوده که ما مطالعه کنیم و سوال برامون پیش بیاد و بریم دنبال جوابش و اصلاً از خودتون برای جوابش کمک بگیریم؟
میشه گفت این ها یه جورایی فایدش تو جیب دانشجو میره اما واقعاً چه فایده یی تو جیب استاد میره؟
                                           
1- استاد کلاسش را ارزیابی میکنه و می فهمه که شاگرداش در چه سطحی هستند.
2- استاد می فهمه که روش تدریسش تا چه حد موفقیت آمیز بوده یا اگه نبوده عوضش کنه(عمراً، فکر کردی خیال کردی).
3- استاد می خواد تز پایان نامش را کامل کنه و این سوال های امتحانی با جواباش هم بخشی از اونه.
4- استاد می خواد به یکی از دوستان یا همکارانش کمک کنه واسه تکمیل پایان نامش.
5- استاد کلاً داره یه چیزی را امتحان میکنه مثلاً یه نظریه که ذهنش را به خودش مشغول کرده و بهترین راه اثبات یا ردش استفاده از شاگرداش به عنوان موش آزمایشگاهی هست.
6- استاد واقعاً دلسوزه و می خواد اون سه مورد بالایی را عملی کنه.
7- استاد عشق سوال طرح کردن هست.مثل استاد ما که دکترای تستینگtesting داره از دانشگاه نمی دونم چی چی انگلیس.
8- استاد  عشق برگه تصحیح کردن داره.
9- استاد با بقالی یا قصابی محلشون قرار داد داره که براش کاغذ باطله ببره که توش سبزی یا گوشت بپیچه.
10- استاد می خواد که دانشجو شب زنده داری کنه و مفتکی مدرک نگیره.

11- استاد می خواد یه نمره یی به دانشجو بده ، یه امتحانی ازش بگیره که تمام آبا و اجدادش بیان جلو چشمشو هر چی مردم آزاری سر کلاس کرده جبران بشه.(به زبون خودمونی کاری می کنه که دانشجو به غلط کردن بیفته،مثل امتحانی که استاد آوا شناسی ترم قبل از ما گرفت).
...........
کلاً مواردی که به استاد مربوط میشه دامنش خیلی گستردست اما فوایدی که عاید دانشجو میشه کلاً همون چند مورد بالاست به اضافه اینکه:
4-  که یه چیزی یاد بگیره (در بهترین حالت) .
5-  تو کارنامش یه نمره یی داشته باشه.
6- امتحان گرفتن را یاد بگیره چون پس فردا که استاد شد خودش بلد باشه شاگرداش را چه جوری از سوراخ سوزن رد کنه.
7- و یه بهانه یی داشته باشه واسه از زیر کار در رفتن تو خونه.(مامان به جون عزیزش امتحان دارم این قدر ازم کار نکش!!!).
8-  رابطش با بقیه هم کلاسی هاش خوب بشه ( گرفتن جزوه و از این بند و بساط ها).

خوب فکر کنم کم کم دارم جفنگیات میگم
اگه شما چیزی به ذهنتون میرسه هر دو تا لیست استاد و دانشجو را می تونین ادامه بدین.

نوشته شده توسط فاطمه در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 ساعت 13:44 | لینک ثابت |
 
offshore